السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

140

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

ترجمه و نيز علت به علت‌هاى حقيقى و علت‌هاى اعدادى تقسيم مىشود . شأن علت‌هاى اعدادى نزديك ساختن و آماده‌كردن ماده جهت قبول افاضه فاعل مىباشد . مانند گذشت قطعات زمانى كه ماده را براى حدوث حادثه‌اى كه قرار است در آن واقع شود نزديك مىكند . شرح علت‌هاى حقيقى علت‌هايى هستند كه وجود معلول بدان‌ها توقف دارد و تا آنها نباشند معلول محقق نمىشود ، مانند ساختمان كه تا اجزاى علّى آن موجود نشوند حادث نمىشود . اما در علت‌هاى اعدادى ، وجود معلول نه تنها به وجود بالفعل آنها توقف ندارد بلكه مشروط به عدم آنهاست ، لكن عدم پس از آن‌كه موجود بوده‌اند . به مثالى كه مؤلف آورده‌اند عطف نظر مىكنيم . گذشتِ قطعات زمان از جمله علت‌هاى اعدادى است كه ماده را جهت قبول افاضهء فاعل نزديك و آماده مىسازد . شما يك نطفه را كه در رحم مادر قرار گرفته ملاحظه كنيد . تا قبل از چهار ماهگى روح ندارد و تا چهار ماه از عمر آن نطفه نگذرد آن نطفه آمادهء قبول نفس مجرد از طرف ذات بارى تعالى نمىشود . پس انقضاى لحظات زمانى ، ماده را يعنى نطفه را جهت قبول افاضه يعنى نفس مجرد آماده مىسازد و پس از آمادگى و نزديك شدن ماده به قبول ، افاضه آنچه بايد حادث شود ( يعنى افاضه نفس مجرد ) حادث مىشود ( در جاى خود گفته شده كه روح پس از چهار ماه بر جنين در رحم مادر تافته مىشود ) . علت‌هاى اعدادى مانند لحظات زمانى به هنگام حدوث معلول ( افاضه روح در مثال ما ) از بين رفته‌اند . پس معلول مشروط به حضور آن علت‌ها نيستند . بر خلاف علت‌هاى حقيقى كه به هنگام حدوث معلول بايد خود آنها نيز موجود باشند . و اين فرق اول ميان علت‌هاى حقيقى و علت‌هاى اعدادى است . فرق ديگر اين كه علت‌هاى اعدادى نسبت به معلول در حقيقت هيچ عليتى